به خاطر امام حاضر

...مقاله...گزیده کتاب...شعر...دل نوشته...داستان...اخبار...تصاویر...

حضرت مولانا اميرالمومنين و يعسوب الدين و سيد الوصيين

 

 بعد النبي علي عليه اسلام مي فرمايند:

 

المنتظر لامرنا كالمتشحط بدمه في سبيل الله

 

منتظر امر و دولت ما؛ مانند كسي است كه

 

در  راه خدا به خون خويش غلتيده باشد.

 

(بحارالانوار – جلد 52 صفحه 123)  

 

نوشته شده در چهارشنبه 12 آبان1389ساعت 3:31 بعد از ظهر توسط کلکسیونر|

در تعيين ((شب قدر)) اختلاف نظر است ، ولى از مجموع روايت هاى وارد شده در اين موضوع و سيره پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و اهل بيت (عليهم السلام ) و اصحاب مى توان گفت :
شب قدر بودن شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان ، يقينى است . و شب هاى نوزدهم و بيست و يكم وسيله اى براى دست يافتن به آن است .
اينك به ادله اى چند در اين خصوص اشاره مى شود:
الف ) از شيعه و اهل سنت ، نقل كرده اند كه : عبدالله انيس انصارى (جُهَنى ) كه در خارج مدينه مى زيسته و شرايطش طورى بوده كه نمى توانسته زياد به مدينه بيايد و از خيرات و بركات رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) استفاده كند روزى خدمت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) شرفياب شد و عرض كرد: من شتران و گوسفندان و كارگرانى دارم و منزلم از مدينه دور است ، ولى دوست دارم ، يك شب از شب هاى ماه رمضان را معين فرماييد تا سعى كنم به مدينه بيايم و در نماز حاضر شوم .
فدعاه رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) فسارّه فى اءذنه ، فكان الجهنى ، اذا كان ليلة ثلاث و عشرين ، دخل بابله و غنمه و اهله ، الى المدينة ؛(68)
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) مطلبى را به گوش او سرى فرمودند و پس از آن اين مرد، شب هاى بيست و سوم ماه رمضان با شتران و گوسفندان و كارگران خود وارد مدينه مى شد.
بعضى اين روايت را با شب قدر تطبيق داده اند.
ب ) سفيان بن السمط گويد:
قلت لابى عبدالله (عليه السلام ): الليالى التى يرجى فيها من شهر رمضان ...
((شبهايى كه احتمال مى رود، ((شب قدر)) در آنها باشد، كدام است ؟))
حضرت فرمود:
((تسع عشره واحدى و عشرين و ثلاث و عشرين ؛ شب نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم است .))
قلت ، فان اءخذت انسانا، الفترة او علة ، ما المعتمد عليه من ذلك ؛
پرسيدم : اگر كسى معذور باشد، به كدام شب بيشتر اهميت بدهد؟ فرمودند:
((ثلاث و عشرين ؛ به شب بيست و سوم .))
پ ) از امام صادق (عليه السلام ) روايت است كه فرمودند:
التقدير فى ليلة تسعه عشر، و الابرام فى ليلة احدى و عشرين ، و الاءمضاء فى ليلة ثلاث و عشرين ؛ اندازه گيرى و تقدير امور در شب نوزدهم انجام مى شود و سپس در بيست و يكم ، ابرام و مهيا براى امضا مى گردد و آن گاه در شب بيست و سوم ، امضا خواهد شد.
ت ) شيخ صدوق مى فرمايد:
اتفق مشايخنا - رضى الله عنهم - فى ليلة القدير، على انها ليله ثلاث و عشرين من شهر رمضان .(69) بزرگان شيعه اتفاق كرده اند كه شب قدر، بيست و سوم رمضان است .
ث ) فتّال نيشابورى نيز مى نويسد:
اتفق اكثر مشايخنا - رضى الله عنهم - على ان ليلة القدر، ليله ثلاث و عشرين .(70)
((بيشتر مشايخ ما اتفاق كرده اند كه بيست و سوم ماه رمضان ، شب قدر است .))
اعمال مخصوص اين شب نيز مؤ يد مدعاى ماست ؛ مثلا انجام دو غسل (اول و آخر شب ) و خواندن هزار مرتبه سوره قدر و تلاوت سوره دخان كه نخستين آيه اش اين است : (انا اءنزلناه فى ليلة مباركة ).
ج ) در تفسير گازر آمده است :
((عبدالله عمر گفت : در عهد رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) چند نفر از صحابه به خواب ديدند كه شب قدر، شب بيست و سوم است . حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند: خواب هاى شما موافق است ، هر كه خواهد عبادتى كند، به شب بيست و سوم اهميت دهد.))
چ ) و در خبر است كه بنى سلمه جمعى را به مدينه فرستادند تا از رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) بپرسند كه شب قدر، كدام شب است . به نزديك حضرت آمدند و سوال كردند. حضرت در جواب پرسشى كردند: امشب چندم است ؟ گفتند: بيست و دوم . سپس پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند: ((فردا شب .))
ح ) از امام صادق (عليه السلام ) منقول است كه فرمودند:
ان ليلة الثالث و العشرين من شهر رمضان ، هى ليلة الجهنى ، فيها يفرق كل امر حكيم ، و فيها تثبت البلايا و المنايا و الاجال و الارزاق و القضايا و جميع ما يحدث الله فيها، الى مثلها من الحول ، فطوبى لعبد احياها، راكعا و ساجدا و مثّل خطاياه بين عينيه و يبكى عليها، فاذا فعل ذلك ، رجوت ان لا يخيب ان شاء الله .(71)
از اين روايت استفاده مى شود كه محققا شب بيست و سوم رمضان ، همان ليله جهنى است كه در آن ، هر امر محكمى فيصله داده خواهد شد و در آن شب ، هر حادثه اى اعم از بلا، مرگ ، زندگى و روزى و تمام آنچه از حوادث الهى در اين شب و ساير شب ها در طول سال واقع خواهد شد، معين مى گردد.
و سپس امام (عليه السلام ) مى افزايند:
((خوشا به حال آن بنده اى كه شب ياد شده را به ركوع و سجود احيا نمايد و گناهان خود را در مقابل ديدگان مجسم كند و بر انجام آنها بگريد كه اگر چنين كرد، اميدوارم كه به خواست خدا نااميد نشود.))
حفص بن غياث از امام صادق (عليه السلام ) از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل كرده است :
انزل القرآن فى ثلاث و عشرين من شهر رمضان ؛(72)
قرآن در شب 23 رمضان نازل شده است . از سوى ديگر بر حسب دو آيه از قرآن ، اين كتاب آسمانى در ماه رمضان و در شب قدر نازل شده است ، بنابراين شب قدر شب 23 رمضان است .
سيد ابن طاووس رحمه الله مى گويد: ((طبق كشف و بيان ، شب قدر همان شب بيست و سوم رمضان مى باشد.))(73)
شب قدر در مناطق مختلف
آيا شب قدر در تمام كره زمين يك شب معين است يا متفاوت است ؟
بعضى معتقدند، از آن جا كه شروع ماه هاى قمرى در همه مناطق همزمان نيست ، شب قدر هم در همه بلاد، يك شب خاص نخواهد بود. برخى ديگر مى فرمايند: آغاز ماه هاى قمرى ، در كليه مناطق يكى است و اگر در شهرى از شهرها هلال رؤ يت شود، آن شب در جميع مناطقى كه با محل رؤ يت در بخشى از شب مشتركند، اول ماه است و آن گاه پس از گذشت 23 شب از رويت هلال رمضان ، آن شب ((ليلة القدر)) است .
دليل اين بزرگان ، اطلاق صحيحه هشام بن حكم از امام صادق (عليه السلام ) است كه فرمودند:
ان كانت له بيّنه عادلة على اهل مصر، انهم صاموا ثلاثين على رؤ يته ، قضى يوما.
كسى به واسطه نديدن هلال ، 29 روز ماه رمضان را روزه گرفت ، سپس بينه عادله پيدا شد بر اين كه در شهرى از شهرها سى روز روزه گرفته اند، به واسطه رويت هلال در شب قبل آن ، بايد يك روز قضا كند.
و در موثقه بصرى ، امام صادق (عليه السلام ) فرمودند:
((فان شهد اهل بلد آخر، فاقضه ؛ اگر اهل شهرى شهادت دهند كه هلال را ديده اند و در آن روز كه يوم الشك بود و روزه نگرفت ، بايد آن را قضا كند.))
در اين مورد، صاحب جواهر و نراقى در مستند و حكيم در مستمسك ، نيز اين قول را تقويت كرده اند.
و اما از آنجا كه اكثر فقها صحيحه هشام را مقيد دانسته اند، لذا بر ماست كه رعايت احتياط كرده و ضمن توجه به رويت هلال در شهرهاى نزديك و يا موافق در افق ، شب بيست و سوم پس از رويت هلال در بلد خود را نيز احيا بداريم و همچنين شب بيست و سوم پس از رويت هلال در شهرهاى دور و يا مخالف در افق را نيز احيا بگيريم تا مطمئن به درك فضيلت شب قدر گرديم .
محرومان از بركات ليله القدر
از برخى روايات استفاده مى شود كه گروهى از اسلام و رحمت و ديگر بركات شب قدر محرومند و آنها عبارتند از:
1. شارب الخمر؛
2. خورنده گوشت خوك ؛
3. كسى كه خود را به وسيله زعفران آرايش نمايد.(74)
4. آنان كه در منزل خود، سگ نگهدارى مى كنند (مگر به خاطر مصلحتى مشروع ).(75)
5. ملعونان (منافقان )، رباخواران ، پيشوايان شرور، كافران ، رشوه گيران ، رشوه دهندگان ، قاطعان رحم ، شهوت رانان ، كتمان كنندگان حقيقت ، فتنه گران ، ظالمان ، يارى دهندگان ظالمان ، شراب خواران ، اهل تهمت و دروغ و غيبت ، تاركان معروف و عاملان منكر و عاق والدين و ساحران و...
6. كسى كه كينه برادر مسلمان خود را به دل گيرد و با او دشمن باشد.
ميبدى مى نويسد: فرشتگان و جبرئيل گرد عالم مى گردند و به همه جاى ها در آيند و به همه خانه هاى مومنان در شوند، خانه اى كه در آن جا ((مى )) بود يا مدمن الخمر بود يا فرزندى عاق بر پدر و مادر يا قاطع رحم بود يا در آن خانه سگى بود يا تصاوير يا كسى كه نماز نكند يا دو مسلمان كه با يكديگر به هجرت باشند و سخن نگويند، فرشتگان در اين خانه ها نروند و از خيرات و بركات اين شب محروم باشند.(76)
# # #
در رفع اين ابهام كه چرا عرشيان توجهى به اين گروه از انسان ها ندارند و چرا بايد از نورانى بودن شب قدر و بركات آن محروم باشند، بايد گفت :
اين گونه افراد با رمضان انسى ندارند و زمينه بهره ورى از بركات اين شب ها را در خود فراهم نياورده اند و روحشان نيز آمادگى پذيرش ملائك و حقيقت برتر از آن روح را ندارند؛ كسى كه در طول يك سال ، با بى بند و بارى زندگى را ادامه داده و از انجام هر خلافى كوتاهى نكرده است ، چگونه مى تواند چشم به شب قدر بدوزد و پذيراى ملائكه گردد؟!
آرى بايد نخست ديو را از جان بيرون راند و آن گاه به انتظار فرود آمدن ملائكه و روح و نيز بارش رحمت الهى نشست ، زيرا وجود زمينه هاى پذيرش از ضروريات محسوب مى گردد.
البته ناگفته نماند كه تزكيه خانه دل از وسوسه هاى ابليس لعين و پاكسازى آن از آلودگى هاى ظلمانى و آنگاه ايجاد زمينه براى تغذيه سالم آن از غذاهاى معنوى و آرامش بخشى ، هم چون ذكر و ياد خدا و توبه و استغفار و تلاوت قرآن و توسل و در نهايت ، درك فيوضات الهى در ليله القدر، بدون توفيق از جانب حق تعالى به دست نمى آيد و روى همين اصل است كه عارف سالك ، مرحوم ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى در المراقبات مى فرمايد:
((از مهم ترين دعاها در ماه رمضان ، اين است كه براى توفيق ((عبادت شب قدر)) زياد دعا كند)) و ما نيز دست به دعا برداشته و گوييم :
پروردگارا، ما را از آنان كه از خيرات و بركات اين شب (ليلة القدر) محرومند، قرار مده و خير دنيا و آخرت را براى ما و پدر و مادر و فرزندانمان مقدر فرما.
اجمالى از وظايف ما در شب قدر
اعمال و وظايف شب هاى قدر را مى توان به دو قسم تقسيم كرد:
1. وظايف مشترك ؛
2. وظايف مخصوص ؛
اينك به برخى از اعمال مشترك در شب هاى قدر اشاره مى كنيم تا آنان كه خواهان خوش كامى و خوش بختى هستند، به انجام آنها بپردازند:
1. غسل
شست و شويى كن و آنگه به خرابات خرام   تا نگردد ز تو اين دير خراب آلوده (77)
جهت پاكيزگى جسم و صفاى روح و روان ، مستحب است (78) به نيت شب قدر و با قصد تقرب به خدا در اول آن شب ، غسل انجام شود.(79)
سيد ابن طاووس در اقبال به سند خود از امام صادق (عليه السلام ) روايت مى كند كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در دهه آخر ماه رمضان هر شب غسل مى كرد.(80)
2. احيا و شب زنده دارى
حضرت باقر العلوم (عليه السلام ) به نقل از آباء كرامش نقل مى كند:
((رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نهى كرد كه از شب بيست و يكم و شب بيست و سوم ، غفلت شود و نهى كرد كه كسى در آن شب بخوابد.))(81)
نوشته شده در پنجشنبه 11 شهریور1389ساعت 9:23 قبل از ظهر توسط کلکسیونر|

شیخ صدوق روایت کرده از حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم در حدیث طولانی که : هرکه نمامی و سخن چینی کند مابین دو نفر، مسلط کند حق تعالی بر او در قبرش آتشی که بسوزاند او را تا روز قیامت؛ پس چون ازقبر خود بیرون آید مسلط فرماید حق تعالی بر او مار سیاه بزرگی که گوشت او را به دندان بکند تا داخل جهنم شود.

 

از کتاب منازل الآخره / مرحوم شیخ عباس قمی

نوشته شده در چهارشنبه 14 بهمن1388ساعت 1:40 بعد از ظهر توسط کلکسیونر|

«من زار الحسين بكربلا كان كمن زارالله في عرشه


یا اباصالح ادرکنا


بیایید ما دنیا زدگان و خواب گرفتگان را دقایقی


 تاسوعا و عاشورا بیدار کند


التماس دعا


اللهم عجل له ولیک الحجه ابن الحسن
نوشته شده در پنجشنبه 3 دی1388ساعت 4:28 بعد از ظهر توسط کلکسیونر|

عن ابی عبدالله علیه السلام قال : ان الله خص رسوله صلی الله علیه و آله بمکارم الاخلاق، فامتحنوا انفسکم، فإن کانت فیکم فاحمدوا الله و ارغبوا الیه فی الزیادت منها فذکرها عشرتا: الیقین و القناعت و الصبر و الشکر و الحلم و حسن الخلق و السخاء و الغیرت و الشجاعت و المروت.

 

امام صادق علیه السلام فرمودند: همانا خداوند بزرگواری های اخلاقی را به رسول خود اختصاص داد، پس خود را بیازمایید، اگر آن مکارم در وجود شما باشد، خدا را سپاس گوئید و در طلب زیادی آنها به سوی خدا زاری کنید. پس عدد آنها را ده عدد ذکر کرده است: یقین و قناعت و صبر و شکر و بردباری و خوش خلقی و سخاوت و غیرت و شجاعت و مردانگی

نوشته شده در چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 4:42 بعد از ظهر توسط کلکسیونر|

قال المهدی عج الله تعالی فرجه شریف:

“فَما یَحبِسُنا عَنهم اِلِّا ما یَتَّصِلُ بِنا ممّا نُکرِهُه”

 

مارا از شیعیان دور نمی سازد مگر اعمال ناپسندی که از آنها به ما می رسد.

 

(بحارالانوار/53/177)

نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 11:27 قبل از ظهر توسط کلکسیونر|

در روايات‌ بسياري‌ جهان‌ پس‌ از ظهور به‌ تصوير کشيده‌ شده‌ است‌؛ که‌ در اينجا به‌ برخي‌ از آنها اشاره‌ مي‌کنيم‌؛

1حکومت‌ واحد جهاني‌

پيامبر، صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله‌:
سوگند به‌ آن‌ کس‌ که‌ مرا مژده‌آور راستين‌ قرار داد، اگر از عمر جهان‌، جز يک‌ روز نماند، خداوند همان‌ يک‌ روز را بس‌ دراز دامن‌ کند، تا فرزندم‌ مهدي‌ خروج‌ نمايد. پس‌ از خروج‌ او، عيساي‌ روح‌ الله‌ فرود آيد، و در پشت‌ سر وي‌ نماز گزارد. آنگاه‌ زمين‌ با فروغ‌ پروردگار خويش‌ روشن‌ شود و حکومت‌ مهدي‌ به‌ شرق‌ و غرب‌ گيتي‌ برسد.

2رشد عقلاني‌

امام‌ باقر، عليه‌السلام‌:
قائم‌ ما، به‌ هنگام‌ رستاخيز خويش‌، نيروهاي‌ عقلاني‌ توده‌ها را تمرکز دهد. و خفرَدها و دريافتهاي‌ خلق‌ را به‌ کمال‌ رساند.

3شادابي‌ و صفاي‌ زندگي‌

پيامبر، صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله‌:
مهدي‌، در امت‌ من‌ خواهد بود. در آن‌ روزگار، آسمان‌، باران‌ فراوان‌ ببارد و زمين‌ هيچ‌ روييدني‌ را در دل‌ نگاه‌ ندارد.
امام‌ علي‌، عليه‌السلام‌:
اگر قائم‌، بپاخيزد، آسمان‌ ـ چنانکه‌ بايد ـ باران‌ بارد و زمين‌ گياه‌ روياند. کينه‌ها از سينه‌ها بيرون‌ رود. حيوانات‌ نيز با هم‌ سازگاري‌ کنند. در آن‌ روزگار، زن‌، با همة‌ زيب‌ و زيور خويش‌، از عراق‌ در آيد و تا شام‌ برود، نه‌ جايي‌ زميني‌ بي‌ سبزه‌ بيند و نه‌ درنده‌اي‌ او را نگران‌ سازد.

4مساوات‌

پيامبر، صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله‌:
ـ ابو سعيد خفدري‌ مي‌گويد: پيامبر، صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله‌، فرمود: «به‌ مهدي‌ بشارتتان‌ مي‌دهم‌. او به‌ هنگام‌ اختلاف‌ مردمان‌، از ميان‌ امت‌ من‌ انگيخته‌ مي‌شود... ساکنان‌ آسمان‌ و زمين‌ از او خشنود خواهند بود. او مال‌ را بدون‌ خرده‌ تقسيم‌ مي‌کند» ـ مردي‌ پرسيد: منظور چيست‌؟ فرمود: «ميان‌ همه‌، مساوي‌»
امام‌ باقر، عليه‌السلام‌:
مهدي‌، ميان‌ مردم‌ ـ در تقسيم‌ اموال‌ ـ به‌ مساوات‌ رفتار مي‌کند، به‌ طوري‌ که‌ ديگر نيازمند و محتاجي‌ يافت‌ نمي‌شود.

5بي‌نيازي‌ همگاني‌

امام‌ صادق‌، عليه‌السلام‌:
به‌ هم‌ بپيونديد. به‌ يکديگر نيکي‌ روا داريد و مهرباني‌ کنيد. سوگند به‌ آن‌ کس‌ که‌ دانه‌ را در دل‌ خاک‌ شکافت‌ و جان‌ انسان‌ را آفريد، روزگاري‌ برسد، که‌ کسي‌ براي‌ درهم‌ و دينار خويش‌ جايي‌ نيابد، به‌ اين‌ علت‌ که‌ همة‌ مردمان‌، از فضل‌ خدايي‌... بي‌ نياز باشند و مستغني‌.
منبع: «در فجر ساحل‌
نوشته شده در شنبه 14 شهریور1388ساعت 12:30 بعد از ظهر توسط کلکسیونر|

1. رسول خدا(ص): وقتی آخرالزمان فرا می رسد مرگ نیکان امت مرا گلچین می کند چنانکه شما خرماهای خوب را از طبق انتخاب می کنید.

نهج الفصاحه ، حدیث 189

 

2.فرصت را برای اعمال نیک بیش از آنکه فتنه هایی مانند پاره های شب تاریک پدید آید غنیمت شمارید در آن هنگام انسان صبح مومن است و شب کافر می شود شب کافر است و روز مومن می شود و دین خود را به عرض ناچیز دنیا می فروشد.

(نهج الفصاحه ، حدیث 1075)

 

3.روزگاری به مردم رخ نماید که مرد میان بی عرضگی و نادرستی مخیر شود هر که در آن روزگار باشد باید بی عرضگی را بر نادرستی ترجیح دهد.

(نهج الفصاحه ، حدیث 1752.

 

4.فرصت را برای اعمال نیک بیش از آنکه شش چیز رخ دهد غنیمت شمارید , فرمانداری سفیهان و کثرت شرط در کار معامله و فروش منصب ها و کوچک شمردن خونریزی و بریدن با خویشاوندان و تازه رسیدگانی که قرآن را به آواز خوانند و یکی را به امامت وادارند که برای آنها تغنی کند اگر چه دانش او کمتر باشد.

(نهج الفصاحه ، حدیث 1074)

 

5.فتنه هایی خواهد بود که در اثنای آن مرد به صبح مومن باشد و به شب کافر شود , مگر آنکه خدایش به علم زنده دارد.

(نهج الفصاحه ، حدیث 1734)

 

6.پیش از رستاخیز دروغگویان پدیدار می شوند از آنها حذر کنید.

(نهج الفصاحه، حدیث 844)

 

7.بر امت من زمانی بیاید که فقیران فراوان شوند و فقیهان کم شوند و علم بر گرفته شود و آشوب فزونی گیرد , آنگاه پس از آن زمانی بیاید که مردانی از امت من قرآن خوانند که از گلویشان بالاتر نرود , آنگاه از پس از آن زمانی بیاید که مشرک به خدا با مومن مجادله کند و سخنانی نظیر او گوید.

(نهج الفصاحه ، حدیث 1755)

 

8.دستاویزهای اسلام یکایک شکسته می شود و چون دستاویزی شکسته شد مردم به دستاویز بعدی چنگ می زنند , نخستین دستاویزی که شکسته می شود حکومت حق است و آخر آن نماز است.

(نهج الفصاحه ، حدیث 2222)

 

9.روزگاری به مردم رسد که مرد اهمیت ندهد که مال چگونه به دست آرد ؛ از حلال یا حرام.

(نهج الفصاحه ، حدیث 2364)

 

10.روزگاری به مردم رسد که یکی نماند مگر آنکه ربا خورد و اگر نخورد غبار آن بوی رسد.

(نهج الفصاحه ، حدیث 2365)

 

11.زمانی به مردم رسد که راست گو را تکذیب کنند و دروغگو را تصدیق کنند و امین را خائن شمارند و خائن را مومن پندارند و مرد بی آنکه شهادت از او خواهند شهادت دهد و بی آنکه قسم از او خواهند قسم خورد و خوشبخترین مردم فرومایه پسر فرومایه باشد که به خدا و پیغمبرش ایمان ندارد.

(نهج الفصاحه ، حدیث 2366)

 

12.دو مستی شما را خواهد گرفت مستی عیش دوستی و علاقه به نادانی در آن هنگام امر به معروف و نهی از منکر نکنند.

(نهج الفصاحه ، حدیث 2032)

 

13.اگر از آنچه من می دانستم بدانستید بسیار می گرستید و کمتر خنده می کردید , نفاق اشکار شود و امانت برخیزد و رحمت بر چیده شود و امین را متهم کنند و خیانت گر را امین شمارند و فتنه ها چون شب تاریک شما را فرا گیرد.

(نهج الفصاحه ، حدیث 2323)

 

14.روزگاری به مردم بیاید که هر که خواهد دین خود را نگه دارد چنان باشد که آتش به دست گرفته باشد.

(نهج الفصاحه ، حدیث 3205)

 

15.روزگاری به مردم بیاید که مومن از بزش خوارتر باشد.

(نهج الفصاحه ، حدیث 3206)

 

16.از علائم رستاخیز آنستکه دانش از میان برخیزد و جهالت آشکار شود و زنا رواج گیرد و شراب نوشند , مردان برونند و زنان بمانند تا حدیکه پنجاه زن یک سر پرست داشته باشند.

(نهج الفصاحه ، حدیث 908)

 

 

نوشته شده در سه شنبه 27 مرداد1388ساعت 9:40 قبل از ظهر توسط کلکسیونر|

منجي در قرآن و ديگر كتب آسماني

وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُون.

ما پس از ذکر (تورات یا همه ی کتاب های آسمانی) در زبور نیز نوشتیم که زمین را بندگان صالح من به ارث خواهند برد.

اعتقاد به پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و انتظار ظهور منجی ویژه ی ما مسلمان ها نیست. بشارت به نبوت رسول خدا و امامت ائمه هدی و مژده ی ظهور نجات بخش، در همه ی کتب آسمانی قبل بوده است و پیامبران و مومنان امت های پیشین به آن اعتقاد داشته اند.

همه ی مفسران شیعه و برخی از نویسندگان سنی عبارت عِبادِيَ الصَّالِحُون را در آیه ی فوق مربوط به حضرت مهدی علیه السلام می دانند.

براساس این آیه شریفه، بشارت ظهور و دولت جهانی مهدی علیه السلام در کتاب زبور حضرت داود علیه السلام و در دیگر کتب آسمانی آمده است و مومنان امت های قبل با این واقعیت آشنا بوده اند. با وجود تحریف کتب آسمانی قبل خوشبختانه هنوز آثاری از این بشارت ها باقی مانده است.

هنگامی که مژده ظهور آن حضرت، زینت بخش کتاب های آسمانی ادیان گذشته بوده است، آیا قرآن می تواند از این بشارت خالی

باشد؟

یومَ نَدعو کُلَّ اُناسٍ بِامامِهم.

روزی که هر گروه از مردمان را با پیشوایشان می خوانیم.

هر انسان خردمندی، شناخت خدای بزرگ و آشنایی با فرستادگان او را بر خود لازم می بیند. نیز باید پس از شناخت حق – تعالی- و اعتقاد به همه ی فرستادگان او، حجت زمان خویش را بشناسد و بر امامتش گردن نهد. بنابراین، بعد از توحید  و نبوت، اعتقاد به امامت بر همگان لازم و شناخت امام هر زمان بر مردم آن روزگار واجب است.

پیامبراکرم صلی الله علیه و آله در روایتی که علمای شیعه و سنی آن را نقل کرده اند، فرموده اند:

مَن ماتَ و لَم یَعرِف اِمامَ زَمانه ماتَ میتهَ جاهلیهٍ.

هرکه بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.

جاهلیت ایام قبل از اسلام را گویند که مالامال از گمراهی و انحراف بوده است. اگر کسی توحید و نبوت و قرآن را قبول داشته باشد و به اعمال دینی خود عمل کند و تنها نقص او ناآشنایی با امام زمان خویش باشد و در این حال بمیرد، در حقیقت، نامسلمان مرده است و گمراهی تلقی می شود. پس شرط بهره مندی از اعتقاد به توحید و نبوت و لازمه ی سودمند بودن عبادات و تقوا این است که نسبت به امام زمان خویش معرفت داشته باشد.

به عنوان مثال شناخت حضرت صادق علیه السلام بر مردم روزگار ایشان واجب بود؛ به طوری که بدون این شناخت دینشان ناقص می شد. امام این زمان، آخرین حجت الاهی، حضرت مهدی علیه السلام است و شناخت آن حضرت بر همه ی ما واجب می باشد. یعنی، بر مردم این زمان، علاوه بر اعتقاد به توحید و نبوت و پذیرفتن امامت همه ی امامان قبل، شناخت حضرت مهدی علیه السلام و  آشنایی با آن حجت خداوندی لازم و ضروری است.

حضرت رضا علیه السلام در سفر تاریخی خود به توس از نیشابور عبور فرمود. دانشمندان و مردم این شهر – که عموماً سنی مذهب بودند- به استقبال موکب امام آمدند و از آن حضرت خواستند حدیثی روایت کند. حضرت رضا علیه السلام از پدران خویش نقل کردند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خدای بزرگ فرموده است:

 

 

لااله الا اللهُ حصنی فمن دَخَلَ حِصنی امِنَ مِن عَذابی

لا اله الا الله (باور توحید) دژ مستحکم من است؛ پس هر که در این دژ وارد شود از عذاب من در امان خواهد بود.

از این رو، آن که به توحید معتقد باشد، در عذاب دوزخ نخواهد بود. سنیان که با شنیدن این سخن بسیار مسرور شده بودند راه امام را گشودند تا آن حضرت مسیر خویش را دنبال کنند. چند گام بعد، امام علیه السلام سر از کجاوه بیرون آوردند و افزودند:

بشروطِها و انا مِن شُرُوطها.

(اعتقاد به توحید و در نتیجه رهایی از عذاب جهنم) شرط هایی دارد و من، یکی از آن شرط هایم.

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 19 مرداد1388ساعت 9:16 قبل از ظهر توسط کلکسیونر|

لقب مشهور امام زمان(عج)، "مهدى" و القاب دیگر ایشان؛ منتظر، حجّت، خلف صالح، قائم و صاحب‎الزمان مى‎باشد. اما نام و كنیه ایشان، نام و كنیه رسول خدا(صلى الله علیه و آله) است. چه این كه آن حضرت فرمود: مردى از فرزندان من در آخر زمان قیام مى‎كند كه اسم او اسم من و كنیه او كنیه من است.1

نام پیامبر، محمد و كنیه او ابوالقاسم است و همین نام و كنیه براى حضرت مهدى(علیه‎السلام) است. اما روایاتى وارد شده است كه از ذكر نام او قبل از آن كه ظهور كند نهى كرده‎اند و حتى از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: لعنت خدا بر كسى كه در میان جمع مردم، نام مرا ببرد.2

روایات به طور مطلق از نام بردن نام ولى عصر(علیه‎السلام) نهى كرده‎اند، بنابراین این نهى روایات تنها به زمان غیبت صغرى مربوط نمى‎شود بلكه غیبت كبرى را هم در بر مى‎گیرد.

احادیثى درباره فلسفه القاب آن حضرت وارد شده است كه در این جا به ذكر چند روایت اكتفا مى‎كنیم:

"صقربن دلف" گوید: از امام جواد(علیه‎السلام) شنیدم كه فرمود: امام بعد از من على است، امر او، امر من است و سخن او، سخن من و طاعت او، طاعت من است و امامت بعد از او با فرزندش حسن مى‎باشد كه امر او، امر پدرش و سخن او سخن پدرش و اطاعت از او، اطاعت از پدرش مى‎باشد. آنگاه سكوت كرد.

عرض كردم: یابن رسول الله! امام بعد از حسن كیست؟

حضرت گریه شدیدى كرد و فرمود: بعد از حسن، فرزندش، قائم به حق و امام منتظر است . عرض كردم: یابن رسول الله! چرا قائم نامیده شد؟

فرمود: زیرا بعد از آن كه نام ایشان از میان مى‎رود، اكثر كسانى كه به او اعتقاد دارند از او روى‎گردان مى‎شوند، قیام مى‎كند.

عرض كردم: چرا منتظر نامیده شد؟ فرمود: زیرا غیبتى دارد كه بسیار طولانى است و مخلصین، منتظر او هستند و شك كنندگان، او را انكار كرده و منكران، نامش را استهزا مى‎كنند. كسانى كه براى ظهورش وقت تعیین مى‎كنند فراوان مى‎شوند و كسانى كه درباره او تعجیل دارند هلاك مى‎گردند و آنان كه تسلیم هستند نجات مى‎یابند.3

امام صادق(علیه‎السلام) فرمود: قائم، مهدى نامیده شد زیرا به امرى هدایت مى‎كند كه مردم از آن گمراه شده‎اند و قائم نامیده شده است زیرا براى اقامه حق قیام مى‎كند.4

امام رضا(علیه‎السلام) نیز به هنگام ذكر لفظ قائم بر مى‎خاست و دست خود را بر سر مى‎گذاشت و مى‎گفت: اللّهم عجّل فرجه و سهّل مخرجه.5

 


پی نوشت ها:

1- عقد الدور، باب دوم ، ص 32.

2- بحارالانوار، ج 51، ص 33.

3- بحارالانوار، ج 51، ص 30.

4- بحارالانوار، ج 51، ص 30.

5- مستدرك سفینة البحار، ج 8، ص 629.

 

برگرفته از کتاب پرچم هدایت، محمد رضا اكبرى

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی.

نوشته شده در شنبه 17 مرداد1388ساعت 10:7 قبل از ظهر توسط کلکسیونر|

بسم الله الرحمن الرحیم

بهای دینداری


آنگاه که در قرآن کریم به سرگذشت همسر فرعون می رسیم آنجا که می فرماید

«و خداوند برای مومنین همسر فرعون را مثال زد هنگامی که گفت پروردگارا برای من دربهشت خانه ای بنا کن و مرا از شر فرعون و کردار او رها نما و از طایفه ستمگران نجات بخش» و یا در تاریخ می خوانیم:

همسر فرعون آسیه، از بنى اسرائیل و زنى مؤمن و مخلص بود که خدا را در نهان عبادت می‏کرد، روزی او همسرش را به خاطر کشتن مومنین مورد عتاب قرار داد و گفت وای بر تو اى فرعون، چه چیز باعث جرأت تو بر پروردگار عزّ و جلّ شده؟!

فرعون گفت: تو را چه شده، مثل اینکه همان جنونى که به آنها رسیده بود، به تو نیز اصابت کرده.

آسیه گفت: من مجنون نشده ‏ام، بلکه به خداى یگانه -پروردگار خود و تو و پروردگار همه جهانیان- ایمان آورده ‏ام، آنگاه فرعون گفت، پس سوگند مى‏ خورم اگر به معبود موسى کافر نشوی، تو را به قتل می رسانم.

امّا اوپاسخ داد: من هرگز به خداى واحد کفر نمى ‏ورزم!

سپس فرعون دستور داد تا وی را به چهار میخ کشیدند و آن قدر عذاب نمودند تا آن که به شهادت رسید.

می بینیم که فرعون آسیه را به خاطر ایمان به پروردگار مورد عذاب قرار داد

«قصص الأنبیاء(قصص قرآن) فصل پنجم/ص384»

حقیقتا این بانوی نمونه برای حفظ ایمان خود چه استقامتی از خود نشان داد و چگونه جان خود را بر سر این اعتقاد نهاد.


ونیز در مورد ساحرانی که فرعون برای مقابله با موسی فراخوانده بود آمده: ساحران مصر بعد از فهمیدن حق و حقیقت براى تعظیم خدا به سجده افتادند و علنا گفتند ما به خداى هارون و موسى ایمان آوردیم فرعون با کمال غرور و وقاحت گفت: چرا بدون اجازه من ایمان آوردید؟! این موسى همان بزرگ شما است که سحر را بشما آموخته است بدون تردید دست و پاى شما را بر خلاف هم خواهم برید و شما را بر تنه درخت خرما بدار میزنم تا بدانید کدام یک از ما عذاب و شکنجه ‏اش شدیدتر و طولانى‏ تر است.

ساحران گفتند: هرگز تو را برخدایی که آفریدگارما بوده و ایمانی که از دلائل و براهین محکم ریشه گرفته مقدم نخواهیم داشت هر چه می خواهى بکن سلطنت و قدرت‏

تو فقط در باره همین زندگى پست دنیوى است: ما به خداى خود ایمان آوردیم به امید اینکه گناهانمان و این که ما را جبرا واداشتى به وسیله سحر در برابر پیغمبرش به مقابله برخیزیم عفو نماید. هرگز این عذاب و شکنجه‏ هاى تو برما اثری ندارد چون بازگشت ما بسوى پروردگار است و ما چشم امید داریم که در صف اول ایمان آورندگان قرار گرفته و خداوند گناهان و خطاهایمان راببخشاید.

«قصص الأنبیاء(قصص قرآن) ص/ 671»


این از جان گذشتگی و ایستادگی ساحران بر سر ایمان، حقیقتا انسان را تحت تاثیر قرار داده و به شگفت می آورد، بعلاوه پس از بعثت پیامبر(ص) و در جریان دعوت الهی او می بینیم که آن بزرگوار به عنوان فرستاده پروردگار مردم را به پیروی از فرامین الهی فراخواند،

لیکن بت پرستان در برابر اسلام صف ‏آرایى کرده و با انواع و اقسام روش ها به مقابله و آزار و اذیّت مسلمانان پرداختند، در گرماى سوزان عربستان سنگ داغ بر پشت بلال مى‏ نهادند و او را از خداپرستى منع مى‏ کردند، یاسر و سمیّه اولین کسانى بودند که در راه مقاومت ایمانى در زیر شکنجه بت پرستان سیه‏ دل به شهادت رسیدند، امّا باز هم مسلمین دست از ایمان خود بر نداشتند تا آن که دستور دعوت علنى صادر شد و پیامبر (ص) در کنار کعبه آشکارا به تبلیغ توحید پرداخت و مردم را با شعار «قولوا لا اله الّا اللَّه تفلحوا» به دین اسلام دعوت کرد. اینجا نیزتاریخ شاهد حضور اسوه های بی مانند ایستادگی و شجاعت بوده است.

با این همه هیچ یک از این صحنه های رشادت و پایمردی به پای آنچه در کربلا تصویر گردید نمی رسد:

امام عصر (ع)در زیارت ناحیه مقدسه آن واقعه با شکوه را به زیبایی ترسیم نموده اند: سلام بر سینه های چاک چاک! سلام بر لبهای خشکیده! سلام بر جسم های پاره پاره! سلام بر روح های از دنیا گریخته! سلام بر جسد های برهنه! سلام بر پیکر های رنگ باخته! سلام بر خون های روان! سلام بر اعضا قطع شده! سلام بر سرهای جدا افتاده ... !

هریک از ما وقتی از این نقطه زمان به آن حماسه آفرینی ها و جانفشانی ها یی که در راه ایمان به خداوند و گفتن یک شعار لا اله الا الله صورت می پذیرفت می نگریم ضمن تعظیم و تکریم این رادمردان و آزاد زنان، موقعیت آنها را با خود مقایسه کرده و به این نکته اعتراف می کنیم که ما به عنوان پیروان آخرین وصی پیامبر(ص) از چه نعمت بزرگی بهره مند می باشیم، نعمت دینداری در شرایط بدون ترس و تنش!

ما در مساجد و عبادتگاه های خود آشکارا به عبادت و انجام مراسم دینی می پردازیم و درباره اسلام سخن گفته و تبلیغ می کنیم و به نظر می رسد از آن امتحان سنگین دینداری دیگر خبری نیست و ما به سهولت وارث اعتقاداتی شدیم که سابقین و همکیشان گذشته ما بهای آن را با خون و جان خویش پرداخت نموده اند آیا حقیقت جز این است؟

اگر چنین است پس معنای این کلام رسول خدا (ص)چیست: «زمانی بر مردم خواهد آمد که هر کس بخواهد بر دینداری خویش صبر کند همانند کسیست که بخواهد آتش افروخته را برکف بگیرد

(بحار الانوار/هفتاد و چهار/نود و هشت)

و یا این بیان امیرالمومنین را چگونه می توان تعبیر نمود: «برای صاحب این امر غیبتی است که در آن زمان کسی که بخواهد به دین خدا چنگ بزند، مانند کسی است که بخواهد خارهای گون را با دست های خود بکند و تمیز کند! آیا یکی از شما قادر است خارهای گون را با دست بگیرد؟»

(روزگاررهایی/ جلد یک/ صفحه سیصد ونوزده)

اینجاست که پرده از مقابل دیدگان ژرف اندیشان کنار رفته و جلوه ای دیگر از حقیقت در پیش رویشان رخ می نمایاند و آن اینکه امتحان برجاست لیک به گونه ای دیگر، اینجا دیگر خبری از تازیانه و چهارمیخ نیست، اینجا نیزه و شمشیر آخته و عطش، ایمان دینداران را به محاکمه نمی کشد؛ بلکه تیر شبهات و تازیانه خدعه ها و نیرنگ های شیطانی ست که کار امتحان را انجام میدهد.

لذا ما عملا می بینیم در عصر غیبت در گذرگاه زندگی قدم به قدم فتنه ای کمینمان را می کشد: هجوم اندیشه های باطل دین ستیزان که در قالب نظریات علمی و فلسفی ارائه می شود درخم کوچه ای، و آماج تبلیغات ادیان تحریف شده و فرقه های منحرف در کوچه ای دیگر، دام ها و بندهای رنگ به رنگی که شهوات و امیال نفسانی نسل جوان را به بازی گرفته و او را به درون منجلاب فساد و تباهی فرو می کشد درگذری، و دلبستگی به مال وثروت و جاه و مقام، تن آسایی وسستی و کسالت درگذری دیگر... و این همان امتحان سنگینی است که امام صادق (ع)به آن متذکر گشته اند:

«...امروز صبح در کتاب جفر می نگریستم. -این کتاب مشتمل است بر علم مرگ ها و بلاها و مصائب، و علم گذشته و آینده تا روز قیامت که خداوند متعال بمحمد و امامان بعد از او ارزانى داشته است.- در آن کتاب دیدم که نوشته قائم ما متولد می گردد و غیبت می نماید. غیبت او طولانى مى شود و عمرش بطول می انجامد. در آن زمان اهل ایمان امتحان می شوند و بواسطه طول غیبتش شک و تردید در دل آن ها پدید مى ‏آید و بیشتر آن ها از دین خود بر می گردند و رشته اسلام را از گردن خود بیرون مى ‏آورند، با این که خداوند میفرماید: وَ کُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِی عُنُقهِ یعنى: رشته عمل هر کس را بگردن خودش انداخته‏ ایم.

از مطالعه این ها رقت گرفتم و اندوه بر دلم مستولى گردید... .»

(مهدى موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحار،ص۴۸۴)


...پس بی تردید امروز همه ی ما درگیر امتحان سنگینی هستیم ،آزمونی که عرصه آن طول عمرمان بوده و ابزارش همه آنچه که از بام تا شام با آن ها سرو کارداریم و ما چه غافلانه دراین صحنه مه آلوده غیبت پرسه می زنیم و ایمان خویش را به کمند شیاطین افکنده و به تاراج رهزنان دین می سپریم!

کاش از این خواب سنگین بیدار شویم و ببینم که این گذرگاه صعب و پرخم و پیچ را نگاهبانی هست و پناهگاه امینی و دستگیره نجاتی که اگر او را شناخته و به رشته ولایتش بیاویزیم و به حریم امنش پناه ببریم مانیز شاید بتوانیم توشه ایمان را سالم به مقصد برسانیم و از آنانی باشیم که درباره ایشان گفته شده:

«خوشا به حال شیعیان ما که در دوران غیبت قائم ما به محبت ما چنگ می زنند و در ولایتمان استوار می مانند و از دشمنانمان بیزاری می جویند آنان از مایند و ما از آنانیم ایشان ما را به امامت پذیرفته اند و ما آن ها را به عنوان شیعه پسندیده ایم. خوشا بر آنان خوشا بر آنان! به خدا سوگند که در قیامت با ما و در ردیف ما هستند

(بحار/ ج۵۱/ص۱۵۱)

http://kindfather.ir

نوشته شده در شنبه 23 خرداد1388ساعت 8:54 قبل از ظهر توسط کلکسیونر|

 

بخوان دعای فرج رادعا اثر دارد                              دعاکبوترعشق است و بال وپردارد 

 

بخوان دعای فرج راکه یوسف زهرا                          ز پشت پرده غیبت به ما نظر دارد

  صلی الله علیک یا سیدنا ومولانا مهدی صاحب الزمان

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ   وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً

وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً  وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

فواید خواندن دعای فرج

۱-  مايه ناراحتی شيطان لعين است. ۲-  مايه استجابت دعا می شود. ۳-  باعث نجات يافتن از فتنه های آخرالزمان می شود.

۴-  باعث آمرزش گناهان می شود. ۵-  شفاعت آن حضرت در قيامت شامل حال او می شود. ۶-   نشانه انتظار است.

۷-  فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان(ع) زود تر واقع می شود. ۸-  باعث طولانی شدن عمر است

۹-  هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به نرمی رفتار می شود. ۱۰-  باعث زياد شدن اِشراف نور امام زمان(ع) در دل او می شود

۱۱-  محبوبترين افراد نزد خداوند خواهد بود. ۱۲-  کردار بد او به کردار نيک مبدّل می شود.

۱۴-   فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند. ۱۵-  در امان است از تشنگی روز قيامت.

۱۶-  اين دعا در عالم برزخ و قيامت مونس مهربانی خواهد بود. ۱۷-  باعث دوری غصّه ها می شود.

۱۸-  اين دعا خوشايندترين اعمال نزد خداوند است. ۱۹-  در روز قيامت هديه های ويژه ای دريافت می کند.

۲۰-   سبب کامل شدن دين است. ۲۱-  ثواب کسی را دارد که زير پرچم حضرت مهدی (ع) شهيد شود.

۲۲-  با ائمه اطهار(ع) محشور می شود. ۲۳-  نائل شدن به بالاترين درجات شهدا در روز قيامت.

۲۴-  رستگاری به شفاعت حضرت فاطمه زهرا(ع)را دارد.

 

نوشته شده در چهارشنبه 23 اردیبهشت1388ساعت 4:37 بعد از ظهر توسط کلکسیونر|

روزى سفیان ثورى بر امام صادق علیه السلام وارد شد، امام به او فرمود: «من نمى‏خواهم شما را بیرون کنم ولى بهتر است شما از اینجا بیرون روى، زیرا مأموران دولت بدنبال شما هستند و آنان جاسوسانى نیز بر ما دارند»

سفیان عرض کرد: قربان شما شوم اکنون که این جا آمده‏ام حدیثى براى من بیان کنید تا دست خالى نروم.

امام علیه السلام فرمود:

«اى سفیان! تو احادیث فراوانى را مى‏دانى و ارزش به بیشتر یادگرفتن نیست ولى من چیزهایى را بر تو مى‏گویم که اگر به آن ها عمل کنى تو را سود دهند: اى سفیان! هر گاه خداوند نعمتى را به تو داد و خواستى آن نعمت بیشتر شده و دائما باقى بماند، پس خداوند را بر آن نعمت، فراوان شکر و سپاس بگزار، چون خداوند مى‏فرماید: ''اگر شکر گزارید حتما بر شما بیشتر مى‏کنم''.

اى سفیان! هر گاه روزى تو کم گردید زیاد استغفار نما، چون خداوند متعال مى‏فرماید: '''از پروردگارتان طلب مغفرت کنید که او بخشنده است، ابر بارنده را بر شما مى‏فرستد و شما را در دنیا به مال ها و فرزندان یارى کند، و برای شما باغ ها و نهرهایی قرار مى‏دهد''.

اى سفیان! هر گاه رویدادى ناگوار یا سختى از سختى‏هاى دنیا از طرف پادشاه یا دیگرى بر تو وارد شده و خواستى خداوند آن را برطرف کند بگو: ''لا حول و لا قوّة إلّا باللَّه'' یعنى هیچ تغییر حالت و قدرتى جز از ناحیه خداوند نیست، زیرا این ذکر کلید گشایش و گنجى از گنج هاى بهشت است

سفیان ثورى پس از شنیدن این حدیث از منزل امام بیرون آمد در حالى که می گفت: سه جمله بود اما چه جملاتى!!! و حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: «آن ها را حفظ نما».

(الآداب الدینیة للخزانة المعینیة با ترجمه عابدى، ص: 361)

نقل از: امام، پدر مهربان

نوشته شده در شنبه 22 فروردین1388ساعت 9:24 بعد از ظهر توسط کلکسیونر|

  امام خمینی(ره) در مورد عرضه اعمال به حضرت حجت می‌فرماید:

 

در روایات آمده است پرونده اعمال ما در هر عصری به امام زمان آن عصر ارائه می‌شود. كه به تبع اعمال ما در این عصر به محضر امام زمان (عج) عرضه می‌شود و حضرت از اعمال ما با خبر می‌شوند. امام خمینی در این زمینه فرمایشاتی داشته‌اند كه در اینجا ذكر می‌كنیم.

 

تمام ذرات کارهای ما تحت نظر خدای تبارک و تعالی است و نامه‏ اعمال ما به حسب روایات به امام وقت عرضه می‏شود. امام زمان علیه السلام مراقب ما هستند.

 

توجه داشته باشید که در کارهایتان جوری نباشد که وقتی بر امام زمان علیه السلام عرضه شد، خدای نخواسته، آزرده بشوند و پیش ملایکة الله یک قدری سرافکنده بشوند که، اینها شیعه‏های من هستند . اینها دوستان من هستند و بر خلاف مقاصد خدا عمل کردند. رییس یک قوم اگر قومش خلاف بکند، آن رییس منفعل می‏شود.

 

طوری باشد که نامه‏ها وقتی عرضه می‏شود، ایشان را متاثر نکند. قبل از این ‏که این نامه‏ اعمال ما به پیشگاه خدا و قبل از آن به پیشگاه امام زمان علیه السلام برسد، خودمان باید نظر کنیم به این نامه‏ اعمال‏مان.

 

وقتی نامه‏های ما را بردند پیش امام زمان علیه السلام (در روایات است که هر هفته می‏برند، هفته‏ای دو دفعه.) وقتی که می‏برند، اعمال ما جوری باشد که نمایش از این بدهد که ما تابعیم. ما آن طور نیست که خودسر بخواهیم یک کاری را انجام بدهیم.

 

من خوف دارم که کاری بکنیم که امام زمان علیه السلام پیش خدا شرمنده بشود. اینها شیعه‏ تو هستند این کار را می‏کنند! نکند یک وقت ‏خدای نخواسته، یک کاری از ماها صادر بشود که وقتی نوشته برود، نوشته‏های ملایکة ‏اللهی که مراقب ما هستند، رقیب هستند، هر انسانی، رقیب دارد و مراقبت می‏شود. ذره‏هایی که بر قلب‏های شما می‏گذرد، رقیب دارد. چشم ما رقیب دارد. گوش ما رقیب دارد. زبان ما رقیب دارد. قلب ما رقیب دارد.

 

 کسانی که مراقبت می‏کنند اینها را، نکند که خدای نخواسته از من و شما و سایر دوستان امام زمان علیه السلام یک وقت، چیزی صادر بشود که موجب افسردگی امام زمان علیه السلام باشد. مراقبت کنید از خودتان، پاسداری کنید از خودتان. 

 

 www.golenargess113.blogfa.com

نوشته شده در دوشنبه 17 فروردین1388ساعت 9:58 قبل از ظهر توسط کلکسیونر|

یااباصالح ادرکنا

 


قال رسول الله (ص) :

 إنَّ أَعظَمَ النّاسِ مَنزِلَةً عِندَاللّه‏ِ یومَ القیامَةِ أَمشاهُم فى أَرضِهِ بِالنَّصیحَةِ لِخَلقِهِ

بلند مرتبه ‏ترین مردم نزد خداوند در روز قیامت كسى است كه در روى زمین بیشتر در خیرخواهى و ارشاد مردم قدم بردارد

كافی، جلد 2، ص 208 صفحه


پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

همانا اگر مردمان بر محبت علی بن ابیطالب جمع می شدند خداوند آتش را نمی آفرید.

بحارالأنوار  جلد: 39   صفحه : 248


عیدشمامبارک ،با آرزوی ظهور مولا(عج)ا




نوشته شده در سه شنبه 27 اسفند1387ساعت 10:54 بعد از ظهر توسط کلکسیونر|

حضرت محمد(ص):
طلب العلم فریضة علی کل مسلم، الا ان الله یحب بغاة العلم
طلب علم بر هر مسلمانی واجب است، همانا خدا جویندگان علم را دوست دارد.

 


 حضرت محمد(ص)  :
خَیرُ الأصحابِ مَن قَلَّ شِقاقُهُ و کَثُرَ وِفاقُهُ.
بهترین یاران کسی است که ناسازگاریش اندک باشد و سازگاریش بسیار
(تنبیه الخواطر، ج2، ص123  )

حضرت محمد(ص)  :
إنَّ الصَّدَقَة َلتُطفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ
صدقه، خشم پروردگار را فرو می‌نشاند.
(کنزالعمال، ح161143  )

حضرت محمد(ص)  :
مَن رَدَّ عَن عِرضِ اَخیهِ المُسلِمِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ اَلبَتَّةَ
هرکس آبروی مؤمنی را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب شود.
(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال )

حضرت محمد(ص)  :
اَلعِبادَهُ سَبعونَ جُزء، اَفضَلُها جُزءً طَلَبُ الحَلالِ
عبادت هفتاد جزء است و بالاترین و بزرگترین جزء آن کسب حلال است.
(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال )

پیامبر اكرم (ص )  :
لكل شیئى زكاة و زكاة الابدان الصیام
براى هر چیزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است.
(الكافى، ج 4، ص 62 )

حضرت محمد(ص)  :
اثنان یعلهما الله فی الدنیا البغی وعقوق الوالدین.
دو چیز را خداوند در دنیا كیفر میدهد : تعدی و ناسپاسی پدر و مادر.
(كنز العمال، ج 16، ص 462، ح 45458 )

 حضرت محمد(ص)  :
ادعوا الله و اََنتم موقنون بالاجابة واعلموا اَنَّ الله لا یستجیبُ دعاء من قَلب غافل لاه.
خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید كه خداوند دعا را از قلب غافل بی خبر نمی پذیرد
(كنز العمال، ج2، ص72 )

حضرت محمد(ص)  :
لا فقر اَشد من الجهل ، لا مال اَعود من العقل .
هیچ تهیدستی سخت تر از نادانی و هیچ مالی سودمندتر از عقل نیست .
(اصول كافی،ج1،ص30 )

حضرت محمد(ص)  :
لا ینال شفاعتی من اخر الصلوة بعد وقتها
کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت ) به شفاعت من نخواهدرسید
(بحارالانوار،ج،83ص20 )

حضرت محمد(ص)  :
آیة المنافق ثلاث : اذا حدث كذب واذا وعد اخلف واذا اؤتمن خان .
نشان منافق سه چیز است : 1 - سخن به دروغ بگوید . 2 - از وعده تخلف كند .3 - در امانت خیانت نماید .
(صحیح مسلم،كتاب الایمان،ح 89 )

حضرت محمد(ص)  :
اول ما یسالون عنه الصلوات الخمس
اولین چیزی که از انسانها سؤال می شود، نمازهای پنج گانه است .
(کنز العال،ج 7،حدیث 18859 )

حضرت محمد(ص)  :
أجملوا فی طلب الدنیا فإن كلا میسر لما خلق له
در طلب دنیا معتدل باشید و حرص نزنید ، زیرا به هر كس هر چه قسمت اوست می رسد.
(كتاب التجارات،ح2133 )

پیامبر اكرم (ص )  :
اثنان یعجلهما الله فی الدنیا البغی وعقوق الوالدین .
دو چیز را خداوند در این جهان كیفر میدهد : تعدی ، و ناسپاسی پدر و مادر .
(كنز العمال ، ج 16 ، ص 462 )

پیامبر اكرم (ص )  :
اثنان یعجلهما الله فی الدنیا البغی وعقوق الوالدین .
دو چیز را خداوند در این جهان كیفر میدهد : تعدی ، و ناسپاسی از پدر و مادر .
(كنز العمال،ج16،ص 462 )

پیامبر اكرم (ص )  :
لا تَتظُرو الی صَغیرِ الذّنبِ ولَکَنِ نظروا الی ما اجتَرَأتُم
به کوچکی گناه نگاه نکنید بلکه به چیزی [نافرمانی خدا] که برآن جرات یافته اید بنگرید
(جهاد النفس،ح 405 )

حضرت محمد(ص)  :
انَّ الدینارَ وَ الدُّرهَمَ اَهْلَكا مَنْ كانَ قَبلكُمْ و هُما مُهْلِكاكُمْ.
همانا دینار و درهم پیشینیان شما را به هلاكت رساند و همین دو نیز هلاك كننده شماست.
(جهاد النفس، ص 247 )

امام حسن مجتبی (ع ) :
لا تُجاهِدِ الطَّلَبَ جِهادَ الْغالِبِ وَ لا تَتَّكِلْ عَلَى الْقَدَرِ إِتَّكالَ المُسْتَسْلَمِ.
چون شخص پیروز در طلب مكوش، و چون انسان تسلیم شده به قَدَر اعتماد مكن [بلكه با تلاش پیگیر و اعتماد و توكّل به خداوند، كار كن.

امام حسن (ع ) :
المسؤول حر حتی یعد ، ومسترق المسؤول حتی ینجز.
انسان تا وعده نداده ، آزاد است . اما وقتی وعده میدهد زیر بار مسؤولیت میرود ،و تا به وعدهاش عمل نكند رها نخواهد شد .
(بحار الانوار،ج78،ص113 )

امام حسن (ع ) :
الخیر الذی لا شر فیه ، الشكر مع النعمة والصبر علی النازلة .
خیری كه هیچ شری در آن نیست ، شكر بر نعمت و صبر بر مصیبت ناگوار است .
(تحف العقول ، ص 237 )

امام حسن (ع ) :
عجبت لمن یتفكر فی مأكوله كیف لا یتفكر فی معقوله
تعجب میكنم از كسانیكه در غذای جسم خود فكر میكنند ولی در امور معنوی و غذای جان خویش تفكر نمیكنند.
(بحار الانوار،ج1،ص218 )

نقل از : بی نشان

نوشته شده در دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 4:21 بعد از ظهر توسط کلکسیونر|

مرد عربی خدمت امام حسین علیه السلام رسید و گفت ای فرزند رسول خدا مرا با دو جمله نصیحت فرما.

حضرت در جوابش فرمود:

هر کس بخواهد چیزی را از گناه به دست آورد حتما ناامید می شود و وقتی متوجه می شود که دوان دوان بر ضد مطلوب خود می رفته است.

 

اربعین حسینی تسلیت باد

نقل از: گل نرگس

نوشته شده در دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 10:53 قبل از ظهر توسط کلکسیونر|

اگر روزی در موقعیت و شرایطی قرار بگیرید که بخواهید رشته ای برای ادامه ی تحصیل و یا مسکنی برای زندگی و یا شغل و همسری برای خود انتخاب کنید، در این مسیر به نظریات چه کسی توجه خواهید نمود؟! رضایت مندی کدامین شخص برایتان اهمیت خواهد داشت؟!

افرادی که در اطراف ما هستند چنین انتخاب هایی را بر اساس چه معیاری انجام می دهند؟

بی شک در زندگی اصحاب و یاران اهل بیت علیهم السلام نمونه های مناسبی را برای پاسخ به سوال فوق می توان یافت.

تصور می کنید اگر سلمان در چنین موقعیتی قرار داشت چه راهی پیش می گرفت؟

بد نیست پاسخ این سوال را در روایتی از امام صادق علیه السلام جستجو کنیم.

شخصی به امام صادق علیه السلام عرض کرد:

«ای آقای من! چه بسیار از شما یاد سلمان فارسی را می شنوم.

امام علیه السلام فرمود: نگو سلمان فارسی، بلکه بگو سلمان محمدی صلی الله علیه و آله و سلم. آیا می دانی چرا بسیار از او یاد می کنم؟!

عرض کرد: نه!

فرمود: برای سه خصوصیت:

1 – مقدم داشتن خواسته ی امیرالمومنین علیه السلام بر خواسته ی خودش.

2 – دوست داشتن فقرا و برگزیدن آن ها بر اهل ثروت و مکنت.

3 – دوست داشتن علم و علما

همانا سلمان بنده ی صالح درستکار و مسلمان بود و از مشرکین نبود

(مکیال المکارم/ج2/ص450)

هرکس به گوشه ای از معرفت امام زمانش دست پیدا کرده و به نقش و جایگاه و مقام وی در هستی پی برده باشد دیگر برایش اختیار و انتخاب معنایی نخواهد داشت، چه جذبه ی خورشید عالم تاب امام او را به سوی خود کشانیده و با خود می برد،

با این وصف، حتی اگر جنبه ی حسابگری و مصلحت طلبی نیز در میان باشد باز هم نتیجه شکل دیگری به خود نخواهد گرفت زیرا مگر نه آن است که امام خلیفه ی خداوند و عالم به حقایق خلقت و آشنا به زوایای وجود بوده و همو یگانه راهنمای مسیر سعادت و کاروانسالار کعبه ی نیک بختی است و جز او کسی پیچ و خم این راه را نمی شناسد لذا جز با اعمال نظر و در پیش گرفتن رضایتش نمی توان به مقصود رسید.

این حقیقتی است که سلمان گرچه آن را نیک می دانست لیک آنچه وی را به دنبال امام زمانش روانه می ساخت این نبود.

سلمان کسی بود که پای معرفت و جذبه ی محبت او را از پی امامش روانه ساخت، لذا آن گاه که از وی پرسیدند تو کیستی و نسب و حسب تو چیست، چنین پاسخ داد که :

«من سلمان پسر عبدالله هستم.

من گمراه بودم و خداوند عز و جل مرا به وسیله ی محمد صلی الله علیه و آله و سلم هدایت کرد.

من مستمند بودم و خداوند به وسیله ی محمد صلی الله و علیه و آله و سلم مرا غنی نمود.

من مملوک و برده بودم و خداوند به وسیله ی محمد صلی الله و علیه و آله و سلم مرا آزاد ساخت.

این است نسب و حسب من (بحار ج 22ص 382)

چنین ویژگی هایی بود که او را سلمان محمدی ساخت و نامش را بر زبان ائمه ی اطهار جاری نمود.

به راستی امروز مولایمان امام زمان علیه السلام در جمع دوستان و یارانش نام چه کسی را بیش از همه به زبان می آورند و مدح که را بازگو می کنند؟!

کاش نام ما ...!

حقیقتا چه باید کرد تا اسم ما نیز از آن نام ها باشد؟!

نوشته شده در پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 8:56 قبل از ظهر توسط کلکسیونر|

مصلح بزرگ، حجت خدا و بقية الله الاعظم، امام زمان (عج) - قائم آل محمد (ص) در بخشى از سخنان زيباى خود درباره عمويش عباس (ع) چنين مى گويد:

«سلام بر ابوالفضل، عباس بن اميرالمؤمنين، هم درد بزرگ برادر كه جانش را فداى او ساخت و از ديروز بهره فردايش را برگزيد، آنكه فدايى برادر بود و از او حفاظت كرد و براى رساندن آب به او كوشيد و دستانش قطع گشت. خداوند قاتلانش، «يزيد بن رقاد» و «حيكم بن طفيل طايى» را لعنت كند...» (1)

امام عصر - عجل الله تعالى فرجه - صفات والاى ريشه دار در عمويش، قمر بنى هاشم و مايه افتخار عدنان را چنين بر مى شمارد و مى ستايد:

1- همدردى و همگامى با برادرش سيد الشهداء (ع) در سخت ترين و دشوارترين شرايط تا آنجا كه اين همگامى و همدلى ضرب المثل تاريخ گشت.

2- فرستادن توشه آخرت با تقوا، خويشتندارى و يارى امام هدايت و نور.

3- فدا كردن جان خود، برادران و فرزندانش در راه سرور جوانان بهشت، امام حسين (ع).

4- حفاظت از برادر مظلومش با خون خود.

5- كوشش براى رساندن آب به برادر و اهل بيتش هنگامى كه نيروهاى ستمگر و ظالم مانع از رسيدن قطره اى آب به خاندان پيامبر (ص) شده بودند.

--------------------------------------


پي نوشت:


1- المزار، محمد بن مشهدى، از بزرگان قرن ششم

--------------------------------------

منبع:

گزيده اى ازكتاب زندگانى حضرت ابوالفضل العباس (ع)، باقر شريف قريشى، مترجم، سيد حسن اسلامى

نقل از موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)

نوشته شده در چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 10:16 قبل از ظهر توسط کلکسیونر|

امام رضا علیه السلام در گفتگويي كه با مامون درباره ولايت عهدی داشتند، در اين باره اين گونه مي فرمايند:" همانا ولايت عهدی هيچ امتيازي را بر من نيفزود. هنگامي كه من در مدينه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود واگرازکوچه های شهر مدينه عبورمي کردم, عزيرتراز من كسي نبود . مردم پيوسته حاجاتشان را نزد من مي آوردند و كسي نبود كه بتوانم نياز او ر ا برآورده سازم, مگر اينكه اين كار را انجام مي دادم و مردم به چشم عزيز و بزرگ خويش، به من مى نگريستند ".

نوشته شده در یکشنبه 6 بهمن1387ساعت 5:32 بعد از ظهر توسط کلکسیونر|

از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل گردیده که در دعای پس از نماز می فرمودند:

«خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست همانان که کشتی نجات در امواج هستند و هرکس بر آن سوار شود ایمن و آسوده ماند و هرکس سوار نشود غرق خواهد شد.

هرکس برآنان پیشی گیرد از دین خارج گشته و هرکس از آنان عقب ماند و تبعیت ننماید به هلاکت مبتلا خواهد شد و تنها کسی که پیوسته همراه آنان باشد به ایشان می پیوندد (ادب حضور/ ص 255)

پیامبر گرامی اسلام در این کلام گهربار فضائل خاندان خویش را برشمرده و جایگاه ایشان را بر جهانیان روشن میسازد.

آنان همگی کشتی نجات بوده و در اقیانوس طوفان زده ی دنیا به غرقاب افتادگان را به ساحل امن و امان می رسانند. مردم موظفند که همواره قدم در جای پای این رهبران الهی بگذارند:

نه با غفلت و سستی از ایشان دست برداشته و جا بمانند و نه با بدعت گذاری و اختراع و تفسیر به رای از آنان پیش افتند.

در واقع این ویژگی الهی تک تک معصومین چهاده گانه به شمار آمده هم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و هم حضرت زهرا سلام الله علیها و نیز تک تک ائمه ی اطهار علیهم السلام همگی در این خصوصیت مشترک می باشند.

از طرفی می بینیم از آغاز خلقت تا کنون مردم در دوران های مختلف به دنیا آمده و زیسته اند و در هر دوره ای بنا به اقتضای شرایط و اوضاع و احوال همان دوران و سیاست های حاکم بر همان جامعه خداوند حجت و خلیفه ای از جانب خود بر ایشان گماشته تا متناسب با همان شرایط و مقتضیات برایشان ارائه شریعت و الگو نماید

معصومین سلام الله علیهم نیز هرکدام در مقطعی از زمان زیسته و طبیعتا خط و مشی و سیره مناسب با همان زمان را پیش گرفته اند .

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و حضرت علی علیه السلام هرکدام در دوران خود راه و رسمی را پیش گرفته، امام حسن علیه السلام نیز در زمان خود روشی را و امام حسین علیه السلام سیاستی دیگر اتخاذ نمودند.

و مردم موظف بودند که در هر عصر و دوران از امام همان عصر در همه امور تبعیت و پیروی کامل نمایند.

و اما امروز که عصر پرفراز و نشیب غیبت بوده و اوضاع و احوال جوامع بشری و شرایط فرهنگی و اقتصادی و... در آن متفاوت تر از هر عصر و دوران دیگری است، یقینا امام و خلیفه ی این زمان، راه و روشی دیگر گونه و خاص برای اعمال امامت و هدایت بشر دارد و ما نیز بی شک ملزم به تبعیت و پیروی از فرامین امام عصر خود عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشیم و هرگز محبت و علاقه ی ما نسبت به سایر معصومین علیهم السلام و قبول ولایت و اطاعت ایشان مانع از آن نخواهد بود تا معرفت عمیقی را که باید نسبت به امام زمان خود داشته، کسب نموده و او را بشناسیم و به عنوان امام زمان اطاعت نماییم.

این همان عنایت خاصی است که در روایت «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة» (کمال الدین/ج2/باب 28/ح9) به آن تصریح گردیده است.

در واقع واژه ی «زمان» نقطه ی ثقل این کلام نورانی بوده و به ما هشدار می دهد که بدون معرفت خاص و اطاعت و تمسک به امام زمان، هیچ گونه راه نجاتی برایمان وجود نخواهد داشت ولو اینکه نسبت به سایر ائمه ی اطهار و خاندان عترت علیهم السلام ارادت فوق العاده داشته و زندگی خویش را وقف ایشان نموده و در شادیهای شان جشن گرفته و در مصیبت های آنان سوگوار باشیم.

www.kindfather.ir


نوشته شده در دوشنبه 30 دی1387ساعت 8:52 بعد از ظهر توسط کلکسیونر|

فَلْيَعْمَلْ كُلُّ امْرِء مِنْكُمْ بِما يُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْيَتَجَنَّبْ ما يُدْنيهِ مِنْ كَراهِيَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ امْرَأً يَبْغَتُهُ فُجْأَةً حينَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا يُنْجيهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوْبَة.

 

هر يك از شما بايد به آنچه كه او را به دوستى ما نزديك میسازد، عمل كند و از آنچه كه خوشايند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزيند، زيرا خداوند به طور ناگهانى انسان را می گيرد، در وقتى كه توبه برايش سودى ندارد و پشيمانى او را از كيفر ما به خاطر گناهش نجات نمیدهد

نقل از soshiyanes.blogfa.com

نوشته شده در دوشنبه 23 دی1387ساعت 1:28 بعد از ظهر توسط کلکسیونر|

چگونه می شود حال شما ، هنگامی که دستتان به امامتان نرسد و نشان آشکاری نیابید؟

امام صادق علیه السلام

نقل از kindfather.ir

نوشته شده در یکشنبه 15 دی1387ساعت 10:11 قبل از ظهر توسط کلکسیونر|

امام علی(ع):
الحرص و الکبر و الحسد دواع التقحم فی الذنوب؛

حرص، تکبر و حسادت انگیزه های فرورفتن درگناهان است.


رسول اکرم(ص):
أکثر خطایا ابن آدم فی لسانه؛

بیشتر گناهان فرزند آدم از زبان اوست.


امام سجاد(ع):
من باب شبعاناً و بحضرته مؤمن جائع طاو قال الله عزوجل: ملائکتی، أشهدکم علی هذا العبد أننی أمرته قعصانی و أطاع غیری، و کلته إلی عمله، و عزتی و جلالی لا غفرت له أبداً؛

کسی که شب سیر بخوابد و درکنارش مؤمنی گرسنه و بی غذا باشد، خداوند عزوجل می فرماید: ای فرشتگان من شما گواه باشید که من این بنده را فرمان دادم و او نافرمانی می کرد و از جز من فرمان برد، من او را به کارش واگذار کردم، به عزت و جلالم سوگند که هرگز او رانمی بخشم.


امام باقر(ع):
لما یئل عن الکبائر -: کل شیء أوعد الله علیه النار؛

در پاسخ به سئوال از کبائر فرمود: هرگناهی که خداوند برای آن وعده آتش داده است(گناه کبیره می باشد).


رسول اکرم(ص):
لکل ذنب توبه إلا سوء الخلق، فإن صاحبه کلما خرج من ذنب دخل فی ذنب؛

هر گناهی توبه دارد مگر بد اخلاقی، زیرا آدم بد اخلاق از هر گناهی که در آید(و توبه کند) به گناهی دیگر می افتد.


امام باقر(ع):
الذنوب کلها شدیده و أشدها ما نبت علیه اللحم و الدم؛

همه گناهان بدند و بدترین آنها گناهی است که از آن گوشت و خون بروید.


امام علی(ع):
لما سئل: أی ذنب أعجل عقوبه لصاحبه؟ - من ظلم من لاناصر له إلا الله و جاور النعمه بالتقصیر و استطال بالبغی علی الفقیر؛

در پاسخ به این سئوال که: کیفر کدام گناه زودتر دامنگیر گنهکار می شود؟ فرمود: ستم کردن به کسی که یاوری جز خدا ندارد و کوتاهی در شکر نعمت و دراز کردن دست ستم به نیازمند.

منبع: تبیان ... محمد عطائی

نوشته شده در چهارشنبه 11 دی1387ساعت 9:26 قبل از ظهر توسط کلکسیونر|

در موثقه مفضل بن عمر از امام صادق :
« كاني انظر الي القائم علي منبرالكوفه و حوله اصحابه ثلاث مائه و ثلاث عشر رجلا علي عده اهل البدر . » 3
گويا مي نگرم قائم را بر منبر كوفه و سيصد و سيزده نفر يارانش كه پيرامونش گرد آمده اند به شمار اهل بدر.
نوشته شده در شنبه 7 دی1387ساعت 3:58 بعد از ظهر توسط کلکسیونر|

امام باقر عليه‏السلام فرمود:
اي شيعيان آل محمد - صلي الله عليه و آله -! يقينا ناخالص‏هاي شما از شما جدا خواهند شد. همچون سرمه در چشم که سرمه کش مي‏داند چه زمان سرمه در چشم مي رود، اما نمي‏داند کي از چشمم مي‏رود. ناخالص‏هاي شما هم صبح مي‏کنند در حالي که بر اميري از ولايت ما گام بر مي‏دارند. و غروب مي‏کنند، در حالي که از آن بيرون رفته‏اند. و (بالعکس) شامگاهان در مسيري از ولايت مايند و صبح مي‏کنند در حالي که از آن خارج شده‏اند.

بحار الانوار، ج 52، ص 101، ح 2

نوشته شده در جمعه 15 آذر1387ساعت 2:7 بعد از ظهر توسط کلکسیونر|

امام صادق(ع)دربارة آية شريفة« ثم رددنا لكم الكره عليهم » مي فرمايد:« مقصود زنده شدن دوبارة امام حسين(ع) و هفتاد تن از اصحابش در عصر امام زمان است؛در حالي كه كلاه خودهايي طلايي بر سر دارند و به مردم ، رجعت و زنده شدن دوبارة حضرت حسين(ع)را اطلاع مي دهند تا مؤمنان به شك و شبهه نيفتند»

منبع: خبرگزاری آینده روشن

 

نوشته شده در دوشنبه 20 آبان1387ساعت 3:27 بعد از ظهر توسط کلکسیونر|

امام ششم، جعفربن محمّد الصادق‏عليه‏السلام مي‏فرمايد:

  

مَعَاشِرَ الشّيعة! کُونُوا لَنا زينا وَلا تَکُونُوا عَلَيْنا شينا، قُولُوا لِلنّاسِ حُسْنا واحْفظُوا أَلْسِنَتَکُمْ وَکُفُّوها عَنِ الفُضُولِ وَقُبْحِ الْقَولِ

  

اي گروه شيعه! براي ما زينت باشيد نه ننگ و عار، با مردم خوش گفتار بوده و از سخنان بيهوده و زشت برحذر باشيد.

 

سفينة البحار، ج2، ص 730

نوشته شده در پنجشنبه 2 آبان1387ساعت 3:19 بعد از ظهر توسط کلکسیونر|

امام  صادق ( ع ) :  مَن آمَنَ بِنا وَ صَدَّقَ حَديثَنا وَنتَظَرَ اَمرَنا كانَ كَمَن قَتِلَ تَحتَ رَايَة القائم ؛ آنكه به ما ايمان آورد و سخن ما را تصديق نمايد و منتظر فرج امر ما باشد ؛ همچون كسي است كه زير پرچم قائم به شهادت برسد .

                                                    علامه مجلسي \ بحار الانوار \ ج 52 \ ص122

نوشته شده در پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 2:0 بعد از ظهر توسط کلکسیونر|

خداوند فرمود : « اي پيامبر! به وسيله تو و پيشوايان از نسل تو بر بندگان خويش رحمت مي آورم و به وسيله قائم از بين شما زمين خود را با تسبيح و تقديس و تهليل و تكبير و بزرگداشت مقام الوهيت آباد مي سازم .

و به وجود او زمين را از دشمنانم پاك مي كنم و آن را ميراث اولياي خويش قرار مي دهم و به وسيله او كلمه توحيد را تعالي بخشيده كلمه كافران را به سقوط مي كشانم و به دست او و با علم خود سرزمين ها و دل بندگانم را حياتي تازه مي بخشم و گنج ها و ذخيره هاي پنهان را به مشيت خود برايش آشكار مي سازم .

و با اراده خود او را بر نهاني ها و مكنونات قلبي ديگران آگاه مي گردانم و با فرشتگان خود او را ياري مي رسانم تا در اجراي فرمان من و تبليغ دين من مددكار او باشند. او به حقيقت ولي من است و به راستي هدايتگر بندگان من مي باشد . بحارالانوار ـ ج 51 ـ ص 66
نوشته شده در یکشنبه 21 مهر1387ساعت 3:26 بعد از ظهر توسط کلکسیونر|

پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: سوگند به آن کسي که مرا برانگيخت تا مژده دهنده اسلام راستين بوده باشم اگر از عمر جهان جز يک روز باقي نمانده باشد خداوند همان يک روز را به اندازه‏اي طولاني گرداند تا فرزندم مهدي خروج کند، پس از خروج عيسي بن مريم به زمين فرود آيد و در پشت سر وي نماز گذارد، آنگاه زمين با فروغ پروردگار خويش روشن شود و حکومت جهاني مهدي به شرق و غرب عالم برسد.

 

کمال الدین ، ص 163

نوشته شده در جمعه 5 مهر1387ساعت 12:23 بعد از ظهر توسط کلکسیونر|

در حدیث آمده است که مردی از حضرت صادق "ع" سوال نمود: آیا می توان بر قائم با تعبیر " امیرالمومنین" سلام نمود؟ حضرت فرمودند:
" خیر .... این اسمی است که خدای تعالی فقط حضرت علی بن ابی طالب "ع" را به آنم نامیده است؛ هیچکس پیش از او به این نام نامیده نشده است و پس از او نیز کسی به این نام نامیده نخواهد شد؛ مگر کافر.
مردی که نزد امام صادق "ع" حاضر بود عرض کرد: فدایت شوم ... چگونه باید بر او سلام کرد؟ فرمودند:
می گوئی:" السلام علیک یا بقیه الله".

سپس این آیه را خواندند:
"بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین"[1]
" ذخیره خدا برای شما بهتر است؛ اگر مومن باشید"[2]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
- هود: 87 [1]
- وسادل الشیعه ج 1 ص 470 [2]
نوشته شده در یکشنبه 31 شهریور1387ساعت 9:54 قبل از ظهر توسط کلکسیونر|

 در حديثي امام باقر عليه السلام فرمود: «يا معشر الشيعة! خاصموا بسورة إِنّا أَنْزَلْناهُ تفلحوا، فواللَّه أنّها لحجّة اللَّه تبارک و تعالي علي الخلق بعد رسول اللَّه صلي الله عليه و آله وأنّها لسيّدة دينکم وأنّها لغاية علمنا. يا معشر الشيعة! خاصموا بحم وَ الکِتابِ المُبِينِ... فإنّها لولاة الأمر خاصّة بعد رسول اللَّه...»؛ «اي جماعت شيعه! با خصم خود به سوره «انا انزلناه» محاجّه کنيد که پيروز خواهيد شد. پس سوگند به خدا که اين سوره از براي حجت خداوند ـ تبارک و تعالي ـ بعد از رسول است. اين سوره همانا مدرک دين شما و نهايت علم ما است. اي جماعت شيعه! با آيه «حم و الکتاب المبين...» احتجاج کنيد؛ زيرا اين آيات اختصاص به واليان امر بعد رسول خدا دارد...».

منبع: عترت بلاگ

نوشته شده در پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 10:8 قبل از ظهر توسط کلکسیونر|

قال الكاظم عليه السلام: يُغيبُ عن أبصار الناس شَخصُهُ و لايُعيبُ عن قُلوب‌المؤمنين ذِكره؛

او (حضرت مهدي عجل‌الله‌تعالي‌فرجه الشريف) از ديده مردم پنهان مي‌شود، ولي يادش در دلهاي مؤمنين هيچگاه فراموش نمي‌شود

نوشته شده در شنبه 16 شهریور1387ساعت 6:47 قبل از ظهر توسط کلکسیونر|

امام رضا علیه السلام فرمودند:

مَـن فـرّج عن مـومـن فـرّج الله عَن قَلبه یـَوم القیمة
هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى بر طرف نماید خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد

(اصول کافى، ج 3، ص 268)

نوشته شده در دوشنبه 4 شهریور1387ساعت 9:25 قبل از ظهر توسط کلکسیونر|

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلّم
نماز چهره شیطان را سیاه كند ، و صدقه دادن پشت او را بشكند ، و دوستی در راه خدا ریشه او را می شكند ، و وقتی چنین كردید از شما به فاصله شرق و غرب دوری كند .

كنز العمال ، ج 7 ، ص 284، ح 18893

منبع: تبیان

نوشته شده در شنبه 26 مرداد1387ساعت 8:9 قبل از ظهر توسط کلکسیونر|

حضرت علي عليه السلام مي­فرمايد:

بدانيد که شما در روز قيامت در کنار حوض بر من وارد خواهيد شد و فردا از شما سؤال خواهم کرد، پس از من با ثقلين چگونه رفتار کرديد؟ پس مراقب باشيد در حين ملاقات با من با آنان چگونه رفتار کرده­ايد. پرسيدند: يا رسول الله ثقلين چيستند؟ حضرت فرمود: ثقل اکبر کتاب خداوند متعال است که سببي ممدود از جانب خداوند و من به سوي شما و در دستان شما است. سوي ديگر اين سبب به سمت شما است. در آن علم گذشته و آينده تا روز قيامت است. اما ثقل اصغر، پس آن هم سوگند قرآن است و او همان علي بن ابي طالب و خاندان او هست. اين دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در کنار حوض بر من وارد شوند

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

منبع: عترت

نوشته شده در چهارشنبه 16 مرداد1387ساعت 8:36 قبل از ظهر توسط کلکسیونر|

پيامبر اكرم صل الله عليه و آله و سلم فرمودند: «مَا فِي القرآن آيةٌ الّا وَ لَها ظَهرٌ وَ بطنٌ» 1

 هيچ آيه اي در قرآن نيست جز اينكه داراي ظاهر و باطن است.

 علم تفسير عهده دار پرده برداشتن و كشف مراد خداوند متعال نسبت به ظاهر الفاظ و كلمات قرآن است ولي تأويل راه يافتن به بطن قرآن و دلالت دروني آن است و روشن است كه همين معني باطني، بقاي قرآن و جاودانگي آن را براي همه انسان ها و عصرها ضمانت كرده است، همانگونه كه امام باقر  ˜فرمودند:

          «ظهره تنزيله وبطنه تأويله، منه ما ترضي و منه ما لم يكن يجري كما تجري الشمس و القمر»2          بعضي از معاني قرآن در گذشته اتفاق افتاده و بخش ديگر هنوز واقع نشده است همانگونه كه جريان خورشيد و ماه اينگونه است (كه متناسب با زمان پيش مي رود).

          راز و رمز حيات و جامعيت قرآن را در همراهي اش با عترت بايد جست و اين گونه است كه قرآن در كنار معصوم، عامل هدايت و مانع از ضلالت است. قرآن در كنار تبيين معصوم براي هميشه «هادي» است.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1.  بحار الأنوار، ج 92، ص 94

2.  بصائر الدرجات، ص 195

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 10 مرداد1387ساعت 9:32 قبل از ظهر توسط کلکسیونر|

امام مهدی علیه السلام می فرمایند: من خاتم اوصیایم، خداوند به سبب من بلا را از اهل و شیعیانم دفع می کند

کمال الدین، ج۲، ص ۴۴۱، ح ۲

نوشته شده در یکشنبه 30 تیر1387ساعت 9:6 قبل از ظهر توسط کلکسیونر|

به بهشت داخل نمی‌شود مگر کسی که آن‌ها را بشناسد  و آن‌ها او را بشناسند، و به آتش داخل نمی‌شود مگر کسی که آن‌ها را انکار نماید؛ آن‌ها کشتی‌های نجات و پناه امت از گمراهی‌ها و اختلاف هستند.

 

بحار الانوار، ج 6، ص 233

نوشته شده در شنبه 22 تیر1387ساعت 9:29 قبل از ظهر توسط کلکسیونر|

امام اميرالمؤمنين‏عليه السلام مي‏فرمايد:
أنا لنفرح لفرحكم و نحزنُ لِحُزنكم...
ما، در شادماني شما، شاد، و براي اندوه شما، اندوهگين مي‏شويم...
امام صادق‏عليه السلام مي‏فرمايد:
والله! لأنا ارحم بكم منكم بأنفسكم...؛
به خدا سوگند! كه من، نسبت به شما، از خود شما، مهربان‏تر و رحيم ترم.

برگرفته از: http://www.mahdiforum.com

نوشته شده در یکشنبه 16 تیر1387ساعت 3:18 بعد از ظهر توسط کلکسیونر|


آخرين مطالب
» احادیث مهدوی
»
»
» ... تو نیامدی
» حدیث امام زمان عجل الله
» توسل به حضرت براي تعليم قرآن
» وظیفه منتظران
» اللهم انا نشکو الیک...
» ختم يكساله قرآن
» خواب پیامبر(ص)درباره ایرانیان چه بود؟
Design By : Pars Skin